السيد الخميني
25
شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى )
مقالهء سوم در شمهاى از خصايص و صفات اين دو حقيقت عقليه و جهليه ، به حسب آنچه در اين حديث شريف به آن اشاره فرموده اوّل آن كه فرموده : « إنَّ اللّهَ خَلَقَ الْعَقْلَ » ، و در اين ، دو نكته است كه اشارت به اصل حقيقت عقليه تواند بود : اوّل آن كه : نسبت خلق به عقل داده و او را مخلوق شمرده ، و اين ممكن است اشارت به آن باشد كه حقيقت عقليه در مقابل امر و از تنزلات آن است ؛ چه كه عالم امر عبارت از : فيض منبسط و نَفَس الرحمن و وجود مطلق و مقام برزخيّت كبرى و اضافهء اشراقيّه و روحانيّت محمديّه و علويّه - عليهما و على آلهما الصلاة و السلام - است ، و او را تعيُّن و تقيُّد و مقابلى نيست و به او نسبت تخلُّق نتوان داد مگر مجازاً ؛ چنانچه در بعض احاديث به اين نسبت مجازيه او را منتسب فرمودند « 1 » . و اهل معرفت گويند : يكى از محتملات
--> ( 1 ) - گويا نظر به اين حديث امام صادق ( عليه السلام ) دارند كه : « إنَّ اللّهَ كانَ إذْ لا كانَ ، فَخَلَقَ الْكانَ وَ الْمَكانَ ، وَ خَلَقَ نُورَ الْأَنْوارِ الَّذي نُوِّرَتْ مِنْهُ الْأَنْوارُ ، وَ أجْرى فيهِ مِنْ نُورِهِ الَّذي نُوِّرَتْ مِنْهُ الْأَنْوارُ ، وَ هُوَ النُّورُ الَّذي خَلَقَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ عَلِيّاً » . ( خداوند بود وقتى كه كانَ نبود ، پس كانَ و مكان را خلق فرمود ، و نور الأنوارى را كه أنوار از آن نورانى شدند خلق كرد ، و از نور او أنوار در او جارى ساخت ، و آن نورى است كه محمّد و على ( عليهما السلام ) را از آن خلق فرمود ) . ( اصول كافى ، ج 1 ، ص 367 ، كتاب الحُجّة ، باب 111 ، ح 9 ) .